
متالیکا
Metallica
متالیکا یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین گروههای تاریخ موسیقی هویمتال و یکی از بنیانگذاران جریان ترش متال آمریکایی است. این گروه در سال ۱۹۸۱ در لسآنجلس توسط لارس اولریش، نوازنده درام، و جیمز هتفیلد، خواننده و گیتاریست، شکل گرفت و بعدها با گسترش فعالیت خود به یکی از بزرگترین گروههای موسیقی جهان تبدیل شد. ترکیب فعلی متالیکا شامل جیمز هتفیلد، لارس اولریش، کرک همت و رابرت تروخیلو است.
متالیکا در ابتدای فعالیت خود بخشی از موج جدید هویمتال بریتانیا و جریان رو به رشد موسیقی زیرزمینی متال آمریکا را دنبال میکرد، اما خیلی زود سبک مستقلی شکل داد که سرعت بسیار بالا، ریفهای سنگین، تکنوازیهای پیچیده و ساختارهای طولانیتر را با انرژی و خشونت موسیقی پانک ترکیب میکرد. همین ویژگیها بعدها متالیکا را در کنار گروههایی مانند مگادث، اسلیر و اَنتراکس به یکی از چهار ستون اصلی ترش متال آمریکا تبدیل کرد.
نخستین آلبوم گروه با عنوان «Kill 'Em All» در سال ۱۹۸۳ منتشر شد. این آلبوم صدای اولیه متالیکا را بهوضوح معرفی کرد؛ صدایی سریع، خشن و مبتنی بر ریفهای گیتار که در آن زمان تفاوت قابل توجهی با هویمتال جریان اصلی داشت. قطعاتی مانند «Seek & Destroy» و «Whiplash» به مرور به بخش مهمی از هویت اولیه گروه تبدیل شدند. «Kill 'Em All» آغاز دورهای بود که متالیکا در آن به همراه چند گروه دیگر، ترش متال را از یک جریان زیرزمینی به یکی از شاخههای مهم موسیقی متال تبدیل کرد.
در سال ۱۹۸۴، دومین آلبوم گروه با عنوان «Ride the Lightning» منتشر شد. این آلبوم نشان داد که متالیکا قصد ندارد تنها بر سرعت و خشونت موسیقیایی تکیه کند. قطعاتی مانند «Fade to Black» فضای ملودیکتر و احساسیتری داشتند، در حالی که قطعاتی مانند «Creeping Death» قدرت و پیچیدگی موسیقی گروه را حفظ میکردند. «Ride the Lightning» نقش مهمی در گسترش دامنه هنری متالیکا داشت و زمینه را برای یکی از بزرگترین آثار تاریخ گروه فراهم کرد.
در سال ۱۹۸۶، متالیکا «Master of Puppets» را منتشر کرد؛ آلبومی که امروزه یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین آثار تاریخ متال محسوب میشود. قطعاتی مانند «Battery»، «Master of Puppets»، «Welcome Home (Sanitarium)»، «Disposable Heroes» و «Orion» ترکیبی از سرعت، سنگینی، ملودی و ساختارهای پیچیده را ارائه میکردند. این آلبوم نهتنها جایگاه متالیکا را در میان طرفداران متال تثبیت کرد، بلکه آنها را به مخاطبان بسیار گستردهتری معرفی کرد.
«Master of Puppets» همچنین آخرین آلبوم استودیویی متالیکا با حضور کلیف برتون، نوازنده باس، بود. در ۲۷ سپتامبر ۱۹۸۶، اتوبوس تور گروه در سوئد دچار سانحه شد و برتون در این حادثه جان خود را از دست داد. مرگ او یکی از تلخترین اتفاقات تاریخ گروه بود و تأثیر بزرگی بر مسیر بعدی متالیکا گذاشت. پس از برگزاری آزمونهای متعدد، جیسون نیوستد به عنوان نوازنده باس جدید گروه انتخاب شد.
متالیکا در سال ۱۹۸۸ با انتشار «...And Justice for All» وارد مرحله تازهای شد. این آلبوم پیچیدهتر و فنیتر از آثار قبلی بود و قطعه «One» به یکی از مشهورترین آثار گروه تبدیل شد. «One» همچنین نخستین جایزه گرمی متالیکا را برای آنها به همراه داشت و نخستین موفقیت بزرگ گروه در سطح جوایز اصلی موسیقی محسوب میشد.
اما بزرگترین تحول تجاری متالیکا در سال ۱۹۹۱ با انتشار آلبوم خودنام گروه، «Metallica»، اتفاق افتاد؛ اثری که بعدها بیشتر با نام «Black Album» شناخته شد. گروه در این آلبوم بخشی از پیچیدگیهای ترش متال آثار قبلی را کاهش داد و به سمت قطعات مستقیمتر، سنگینتر و ملودیکتر حرکت کرد. «Enter Sandman»، «The Unforgiven»، «Sad But True»، «Wherever I May Roam» و «Nothing Else Matters» از مهمترین قطعات این آلبوم بودند.
«Black Album» به نخستین آلبوم شماره یک متالیکا تبدیل شد و بیش از ۱۶ میلیون نسخه در سراسر جهان فروخت. موفقیت این اثر متالیکا را از یک گروه بزرگ در دنیای متال به یک پدیده جهانی تبدیل کرد. «Nothing Else Matters» نیز با ساختار بالادگونه و فضای احساسی خود نشان داد که متالیکا میتواند بدون از دست دادن هویت سنگین خود، به مخاطبان خارج از جامعه سنتی متال نیز دست پیدا کند.
پس از موفقیت عظیم «Black Album»، متالیکا وارد دورهای شد که در آن به شکل جدیتری به تجربه و تغییر صدا پرداخت. آلبومهای «Load» در سال ۱۹۹۶ و «ReLoad» در سال ۱۹۹۷ نسبت به آثار کلاسیک اولیه گروه فضای متفاوتتری داشتند و تأثیرات بلوز، هارد راک و موسیقی آلترناتیو در آنها بیشتر دیده میشد. این تغییرات واکنشهای متفاوتی میان طرفداران قدیمی ایجاد کرد، اما در عین حال نشان داد متالیکا حاضر نیست خود را به یک فرمول ثابت محدود کند.
در سال ۱۹۹۹، گروه پروژه «S&M» را با همراهی ارکستر سمفونیک سانفرانسیسکو منتشر کرد. این پروژه قطعات شناختهشده متالیکا را با تنظیمهای ارکسترال ترکیب میکرد و یکی از جاهطلبانهترین تجربههای هنری گروه به شمار میرفت. چند دهه بعد، این ایده با «S&M2» در سال ۲۰۲۰ دوباره مورد توجه قرار گرفت.
سال ۲۰۰۳ با انتشار «St. Anger» یکی از بحثبرانگیزترین دورههای تاریخ متالیکا را رقم زد. صدای متفاوت درام، فقدان تکنوازیهای سنتی گیتار و فضای خشن و خام آلبوم واکنشهای بسیار متفاوتی ایجاد کرد. با این حال، «St. Anger» نشاندهنده دورهای بود که اعضای گروه در حال عبور از مشکلات شخصی و حرفهای جدی بودند و نتیجه آن یکی از متفاوتترین آثار کارنامه متالیکا شد.
در سال ۲۰۰۸، متالیکا با «Death Magnetic» تا حد زیادی به ریشههای سنگینتر و پیچیدهتر خود بازگشت. این آلبوم در ادامه مسیر گروه اهمیت زیادی داشت و در سالهای بعد نیز با «Hardwired...To Self-Destruct» در سال ۲۰۱۶، متالیکا بار دیگر توانایی خود در ترکیب انرژی ترش متال کلاسیک با تولید مدرن را نشان داد.
در سال ۲۰۲۳، متالیکا دوازدهمین آلبوم استودیویی خود را با عنوان «72 Seasons» منتشر کرد. این آلبوم شامل قطعاتی مانند «Lux Æterna»، «Screaming Suicide»، «If Darkness Had a Son» و «72 Seasons» بود. «72 Seasons» در سال ۲۰۲۴ جایزه گرمی بهترین اجرای متال را برای گروه به همراه آورد و بار دیگر نشان داد متالیکا پس از بیش از چهار دهه فعالیت همچنان در بالاترین سطح موسیقی متال حضور دارد.
یکی از ویژگیهای مهم متالیکا توانایی گروه در تغییر سبک بدون از بین بردن هویت اصلی خود بوده است. آنها از ترش متال سریع و تهاجمی «Kill 'Em All» به پیچیدگی «Master of Puppets»، از ساختارهای عظیم «...And Justice for All» به صدای سادهتر و فراگیر «Black Album» و سپس به تجربههای متفاوت «Load»، «St. Anger» و آثار متأخر رسیدند. همین توانایی در تغییر، یکی از دلایل اصلی ماندگاری گروه محسوب میشود.
متالیکا همچنین یکی از موفقترین گروههای تاریخ موسیقی در زمینه اجرای زنده است. تورهای گسترده گروه، از سالهای اولیه فعالیت تا تورهای عظیم چند دهه اخیر، نقش مهمی در تبدیل آنها به یک گروه استادیومی جهانی داشته است. گروه در سال ۲۰۰۹ وارد تالار مشاهیر راک اند رول شد؛ جایی که از آن به عنوان گروهی یاد شد که با ترکیب سرعت، دقت، انرژی پانک و پیچیدگیهای موسیقی پروگرسیو، هویمتال را دگرگون کرد.
از نظر افتخارات نیز متالیکا یکی از پرافتخارترین گروههای تاریخ موسیقی متال است. طبق اطلاعات GRAMMY، گروه تاکنون ۹ جایزه گرمی از ۲۲ نامزدی دریافت کرده است. نخستین گرمی آنها در سال ۱۹۸۹ برای «One» بود و در دهههای بعد نیز برای آثاری مانند «My Apocalypse» و «72 Seasons» جوایز دیگری به دست آوردند.
در مجموع، متالیکا فقط یکی از مشهورترین گروههای هویمتال نیست؛ بلکه یکی از گروههایی است که مسیر تکامل موسیقی متال را تغییر داده است. «Master of Puppets» و «...And Justice for All» جایگاه آنها را در تاریخ ترش متال تثبیت کردند، «Black Album» آنها را به یک پدیده جهانی تبدیل کرد و آثار متأخرشان نشان داد که این گروه پس از بیش از چهار دهه هنوز توانایی بازتعریف صدای خود را دارد.
متالیکا در طول فعالیت خود بارها با تغییر اعضا، مرگ کلیف برتون، بحرانهای شخصی، اختلافات هنری و تغییر سلیقه مخاطبان روبهرو شده، اما همچنان به فعالیت ادامه داده است. ترکیب جیمز هتفیلد، لارس اولریش، کرک همت و رابرت تروخیلو امروز نماینده گروهی است که بیش از چهار دهه از آغاز فعالیتش میگذرد و همچنان یکی از بزرگترین نامهای تاریخ راک و متال جهان محسوب میشود.


